گمشده
خودم؟
انگار دیگه منی وجود نداره؛
اون آدم صبور و باحوصله،
اون آدم آروم رفته، فرار کرده، نیست.
هرکجا رو میگردم،نیست.
و الان تبدیل شدم به یه آدم
خسته، پرخاشگر،
عصبی، بیحوصله،
ناامید و سرگردان.
احساس کسی رو دارم که توی یه گرداب بیانتها گیر افتاده و انگار هیچ تلاشی برای زنده موندن و زندگی کردن نداره.
درواقع، انگار هیچ دستاویزی نداره که بهش چنگ بندازه.